محمد مهدى ملايرى

419

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

روابط دو زبان و با سنجش آن‌دو مورد مطالعه قرار دهيم . دو زبان فارسى و عربى از روزگار قديم پيوسته از يكديگر كلمات و اصطلاحات زيادى به عاريت گرفته‌اند . دادوستد لغوى بين آنها را مىتوان به دو دوره تقسيم كرد كه هرچند مرز بين آن‌دو را نمىتوان مشخص ساخت ولى از لحاظ صفت غالب بر هردوره مىتوان آنها را بدين‌گونه تعريف كرد كه ؛ دوره اول دورهء نفوذ زبان فارسى در عربى است و دورهء دوم دورهء نفوذ زبان عربى در فارسى . نفوذ زبان فارسى در عربى از همان آغاز انتشار اسلام در ايران آغاز شد . در آن هنگام زبان عربى كه با اسلام از جزيرة العرب خارج شده بود در ايران با اشيا و مفاهيمى روبه‌رو گرديد كه براى آنها كلمات و اصطلاحاتى نداشت ، چون آنها در زندگى صحرايى اعراب قبلا شناخته نبودند . اين اشيا و مفاهيم متعدد و گوناگون بودند و بيشتر رشته‌هاى زندگى را شامل مىشدند ، از اصطلاحات ديوانى و ادارى و علمى گرفته تا وسايل زندگى شهرى و ابزار و آلات پيشه‌وران و انواع خوراك‌ها و پوشاك‌ها و گل‌ها و گياه‌ها و هرآنچه در ايران و با نام‌هاى فارسى با آن‌ها آشنا شدند . در اين دوران زبان فارسى كه در اين منطقه سابقه‌اى طولانى در همهء اين امور داشت و از اين لحاظ پرمايه‌تر از عربى بود به زبان عربى كمك فراوان كرد ، زيرا اعراب آنچه از اين كلمات و مفاهيم را نتوانستند به زبان خود ترجمه كنند آنها را عينا در زبان خود به كار بردند و آنها را معرّب خواندند . و با اين‌كه در زبان عربى از زبان‌هاى ديگرى هم كلمات و مفاهيم بسيارى به عاريت گرفته شده ولى از بين همهء آن زبانها هيچ‌كدام از لحاظ كثرت و شمول كلمات معرّب به پاى زبان فارسى نرسيدند ، به‌طورىكه زبان فارسى مهم‌ترين زبانى گرديد كه بيشترين اثر را در زبان عربى گذاشت تا حدى كه در زبان عربى براى بازشناختن اين‌گونه كلمات معرّب از فارسى رساله‌ها و كتابهاى جداگانه‌اى تأليف گرديد . « 1 »

--> ( 1 ) . براى اطلاع بيشتر در اين موضوع رجوع كنيد به دو مقاله از نويسندهء اين سطور كه با اين -